ه‍.ش. ۱۳۹۰ خرداد ۱۲, پنجشنبه

در ایران اسلامی مرز استانها را بر روی مردمشان بخصوص اهل سنت می بندند!


به گزارش تارنمای ناجی کرد به نقل از اسلام کرد، به دنبال فشارها و تضیق های گوناگون غیر قابل تحمل دولتمردان علیه اهل سنت و استفاده از ابزارهای گوناگون علیه آنان، حربه جدید، جلوگیری از مسافرتهای اهل سنت و زندانی کردن آنان در منازل و مناطق خویش می باشد، از سال گذشته دهها تن از شخصیتها و علمای برجسته اهل سنت از جمله کاک حسن امینی حاکم شرع مردمی کردستان و مولانا عبدالحمید امام جمعه اهل سنت زاهدان به صورت غیر قانونی و تنها با اعمال سلیقه و زورگویی ممنوع الخروج شده اند، این ممنوعیت ها نه بر اساس قانون و نه بر اساس حکم هیچ مرجع قضایی، بلکه تنها از راه فشار، توقیف گذرنامه ها و عدم پاسخگویی نهادهای مسئول اعمال می گردد.
متعاقب جلوگیری از مسافرت علمای اهل سنت به خارج از کشور و حتی در مواردی جلوگیری از مسافرتهای داخلی آنان، اخیراً از رفت و آمد مردم عادی اهل سنت نیر به مناطق مختلف کشور جلوگیری می شود، و در موارد متعدد مشاهده گردیده که شهروندان اهل سنت کردستان در حین مسافرت به شهرهای جنوبی و یا سیستان و بلوچستان از سفر منع و مورد آزار و اذیت و بی احترامی قرار گرفته اند. به همین ترتیب وقتی شهروندان اهل سنت جنوب و شرق کشور قصد مسافرت به شمال و غرب کشور را داشته اند با انواع محدودیت و آزار و اذیت و بازداشتهای غیر قانونی مواجه بوده اند. ماجرای ذیل مشت نمونه از خروار ظلم و تعدیهای ناروا علیه اهل سنت و جلوگیری از مسافرت های آنان است از زبان یک روحانی اهل سنت “ماموستا حسین علیمرادی” و واکنش حاکم شرع کردستان “کاک حسن امینی” به این ناروایی ها که به دنبال این ماجرا خواهد آمد:
مهمان غیر قانونی داشته اید؟!
دوشنبه گذشته مورخه ۹۰/۲/۲۶ سه برادر از منطقه سیستان و بلوچستان “شهرستان خاش” با نامهای کریم بخش، اله بخش، و ابراهیم، جهت معالجه و مداوای برادر بیمار به نام اله بخش وارد تهران می شوند، پس از مراجعه به بیمارستان ایران مهر تهران جهت مداوا مورد بررسی و آزمایش قرار گرفته و به آنها می گویند نتیجه آزمایشات هفته آینده اعلام می گردد، سه برادر با توجه به اینکه در تهران جایی را نداشته و به لحاظ بعد مسافت طولانی با بلوچستان ترجیح می دهند تا اعلام نتیجه آزمایشات به جای رفت و برگشت به منطقه خود به کردستان بیایند تا هم تفریح و دیداری با دوستان خود از جمله بنده را داشته باشند و هم ناچار به اقامت اجباری در تهران یا رفت و برگشت به بلوچستان نباشند، لذا راهی سنندج شده و در منزل اینجانب “حسین علیمرادی” مهمان شدند، پس از ساعاتی استراحت جهت دیدن سطح شهر و هواخوری همه به اتفاق، از منزل خارج شده و به سمت بازار سنندج به راه افتادیم، به ناگاه در میدان ۱۲ فروردین خود را در حلقه محاصره مردان مسلح ماشین سوار و موتور سوار نیروهای انتظامی و امنیتی دیدیم، بلافاصله ما را از ماشین پیاده و با دستان بسته به پاسگاه انتظامی و امنیتی محل واقع در تپه پشت سردخانه سنندج “طوس نوزر” بردند، مسئول پاسگاه که از وضعیت شگفت زده شده بود، خطاب به مأموران گفت: این ها چکار کرده اند و به چه جرمی دستگیر شده اند؟!
مأموران در جواب گفتند: هیچ کاری نکرده اند و خلافی از آنان سر نزده است فقط اداره اطلاعات دستور داده که آنها را دستگیر نمایید. بعد از مدتی معطلی نیروهای اطلاعات رسیده و سؤال و جواب از چگونگی آشنایی آنان با بنده و علت آمدنشان به سنندج و … آغاز شد، پس از بازجویی با کمال تحقیر دو نفر ما را به بسته و به پاسگاه خیابان ژاندارمری منتقل نمودند در آنجا هم پس از عکسبرداری و انگشت نگاری ما را پس از نماز مغرب روانه ستاد آگاهی و اطلاعات واقع در سه راه شالمان نمودند. نیروهای اطلاعاتی و ا منیتی تا ساعت ۱ شب به تحقیر و توهین به اسم بازجویی ادامه داده و سپس هرکدام از ما را به تنهایی زندانی نموده و صبح به دادگاه انقلاب معرفی نمودند، در دادگاه هیچ مدرک و دلیلی علیه ما وجود نداشت لذا دستور آزادی دادند، دستبندها باز شدند و بنا بود ما آزاد شویم اما ظاهراً داستان هنوز ختم نشده بود، علیرغم دستور دادگاه به آزادی ما، دوباره نیروهای امنیتی ما را به اداره اطلاعات واقع در بلوار شبلی منتقل نمودند، دوباره مورد بازجویی قرار گرفتیم، بازجویی هر فرد به تنهایی و تا عصر به درازا کشید سپس اعلام کردند شما جرمی مرتکب نشده اید.
فقط چون مهمان غیر قانونی داشته اید؟!؟
در روستای درویشان نماز جمعه خوانده اید؟!؟
مهمانان غیر قانونی به سنندج آمده اند؟!؟
با خود گفتیم کمی شما را اذیت کرده و گوش مالی بدهیم؟!؟
در واقع چون از خودمان نیستید این کارها را می کنیم و گرنه می گفتیم این «ملای خودمان» است و به آنها کاری نداشته باشید، سپس همه را آزاد و روز بعد ماشین مهمانان را نیز آزاد نمودند، مهمانان پس از مهمان نوازی مأموران؟! و هواخوری در کردستان!! همین که ماشینشان آزاد شد با حالی گرفته و پریشان که حوصله خداحافظی هم نداشتند راهی تهران شدند.
«خداوند همه را از تنگ نظری و ظلم در حق هموطنان نجات دهد».
۹۰/۳/۲
حسین علیمرادی
واکنش حاکم شرع مردمی کردستان، کاک حسن امینی:
ماجرای آقای ماموستا حسین علیمرادی روحانی خوشنام و مهمانانش بسیار جالب و جای دقت است، در اروپای –بقول آقایان- کافر، دیکتاتور، ضد مردم و دارای حکومت های استبدادی دارند مرز کشورها را بر روی مردمشان باز می کنند تا آن مردم همچنانکه دستور و برنامه ی آخرین دین آسمانی یعنی اسلام است در رفاه و آزادی و با حرّیّت انسانی زندگی کنند، اما در ایران اسلامی ما دارند مرز استانها را بر روی مردمشان بخصوص اهل سنت می بندند!!؟ و مانند کشورهای بسته و بیمناک از هر صدایی، برای عبور و مرور و دیدار دوستان و اقوام در داخل کشور برگ عبور! و مجوز از آنان می طلبند!! در غیر این صورت میزبان و مهمان دستگیر، شکنجه و تحقیر خواهند شد!!
نکته ی دیگر این داستان شنیدنی: یک روحانی با ایمان و مستقل و غیر مزدور متوجه شده که مردم مسلمان یک روستا به اسم درویشان امام جمعه و جماعت ندارند لذا احساس مسئولیت دینی کرده است که روزهای جمعه به آنجا برود و امامت نماز جمعه را برایشان برگزار کند چون مطابق مذاهب اهل سنت اقامه نماز بر آنان واجب می باشد اما بجای تشویق و تقدیر، کسانی از دست اندر کاران نظام جمهوری اسلامی او را از این کار منع و حتّی وی را تهدید نموده و به او توهین کرده و ناسزا بگویند!!؟ در حقیقت با نام پاسداران و مجریان قانون اساسی کشور، قانون را نادیده گرفته و به آن اهانت نمایند.
در اصل دوازدهم این قانون به تصریح و به طور منطوق گفته شده است «… و مذاهب دیگر اسلامی اعمّ از حنفی، شافعی، مالکی، حنبلی و زیدی دارای احترام کامل می باشند و پیروان این مذاهب در انجام مراسم مذهبی، طبق فقه خودشان آزادند، …».
بر اساس این اصل قانونی عمل این روحانی اهل سنت و امثال او صددرصد قانونی، و برخورد با وی صد در صد غیر قانونی و ضد قانونی است و زیر پا گذاشتن و دهن کجی کردن به قانون است و اگر مسئولین بالاتری باشند که برای قانون این مملکت ارزش و احترام قایل شوند باید چنین متخلفانی را تنبیه و مجازات نمایند. به امید دیدن چنین پیگیری و نتیجه ای! و امید دیگر این که آمران و عاملان قانون در برخورد با دلسوزان ناصح و ارزش گذار برای دین و قانون، خود را مصداق آیه ی مبارکه ی: «و إذا قیل له اتق الله أتخذته العزة بالاثم …» نه عملاً و نه روحاً قرار ندهند.

هیچ نظری موجود نیست: